قفل - تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 12:42
امسال اولین یلدایی هست که خونه هستیمو چهارنفری، و البته فردا شب خونه مامانجون +میدونی یهو بهم ریختن یعنی چی؟ در کسری از ثانیه حال معمولیت به یه عالمه "دلم گرفته" تبدیل بشه همین الان، همین الان که اومدم تو اتاقم ، انگار تمام احساسات بد دنیا اینجاست. تا نیم ساعت قبل داشتم از کارایی که واسه امشب بی منا...
گرموسرد - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
چقدر چیزی دارم برای نوشتن و یا به عبارتی صرفا یادداشت کردن امشب یکی از خوشی های شدید و کاذب بود، بهتره بگم دیشب و امشب الان یه جوریم هه، شبیه همون بهترین حالت که گفته بودم +یه به اصطلاح بنده ی خدایی، مانع خوشی یه استان شده، وگرنه کنسرت فوق العاده س +میگن بیل به کمرت خورده، کمر من الان دقیقا در همچین...
دختر بابا - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
جوینده، حداقل تو نت یابنده س امشبم یکی از اون جستوجو هارو داشتیم پیدا کردن یک فیلم که nسال قبل دیدم،فیلمی که نه اسمشو میدونستم نه داستانش یادم بود نه اسم بازیگر هاش و نه هییییچ چیز +بابت فرنی، الان چندین ساعته اعصاب من رو به راه نیست، باورت میشه؟ خودم نمیتونم باور کنم، به نظرم فرنی بهانه س نه؟ آدم ب...
همبازی! - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
حس بامزه ای هست که همبازی بچگیات ازدواج کنه، اونم انقد زود، امیرحسین مزدوج شدنت مبااارک، ولی من نمیتونم جمعه بیام مراسم نامزدیت،چرا؟ چون چهارشنبه باید برم دندون پزشکی، و اوضاع جمعه مساعد نخواهد بود، ضمن اینکه حسشم نیس، میدونی، کلا نیس حالا جدا از موضوع امیرحسین که در این سن و زودتر از برادر بزرگترش ...
کش صورتی - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
دیشب بسیار بسیار دیر خوابیدم، چهارو نیم شایدم دیرتر، صبح حدود ۹:۴۵ با صدای حرف زدن مامان با تلفن بیدار شدم(نمیدونم که چرا این صدا در نهایتِ ضعیف بودن منو بیدار میکنه همیشه) مامانجون پشت خط بود، متوجه شدم قصد داره منو برای اومدن به مهمونیِ امروز راضی کنه، منم واسه اینکه نگن "چقد میخوابه" گفتم بیدارمو...
گاهی؟؟؟؟ - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
الان اظهار نظر سیاسی دارم، ولی میگم بنویسم خب که چی؟ اظهار نظر اجتماعی هم زیاد دارم ولی خب بازم همون که چی؟ اینه که فقط میتونم ثانیه ای بنویسم اونم حرف های اکثرا بی اهمیت الانم استرس گرفتم از اینکه خوابم نمیبره و چند ساعت دیگه باید بیدار شم +عرض شود که گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود به شدددددددت دلم...
دو قلوی دخترو پسر - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
آب حال آدمو خوب شایدم خنثی میکنه وقتی که بی هیچ اتفاق خاصی خیلی پکری برو یه دوش بگیر، رفع میشه آره +کی گفته فقط وقتی که بین دو تا دختر، کوچیکه اول ازدواج میکنه دخترِ بزرگ براش سخته؟ مامان میگه امشب مهدی بغ کرده بوده، آخی، درک میکنم چرا؟ من که تجربه همچین چیزیو ندارم درکل سخته دیگه، حالا واسه هرکی از...
سخت شده چرا؟ - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 12:57
میخوام بنویسم، حسی شبیه به وسواس اجازه نمیده وسواس چه مدلی؟ این مدلی که هرچی مینویسم با خودم میگم دلم نمیخواد اینا یادم بمونه چرا ثبت کنم؟ بعد بیخیال میشمو از بلاگفا میرم بیرون تا دفعه بعد و دوباره همین حکایت
عدو - تاریخ: 1396/9/15 ساعت: 15:07
قبل تر ها، یا به عبارتی تا قبل از دیروز، خواب یه جور ریست شدن احوال محسوب میشد یعنی چی؟ یعنی من اگه پکر میشدم با خودم میگفتم خب، فردا صبح درست میشه، اما گویا در مورد الان، اصلا صادق نبود این ماجرا، بگذریم دوست خوب، عالی ترین اتفاق دنیاس:) منم دارم دو سه تا:) راستی اگر امشب رو عدو تصور کنیم، عدو شده ...
امشبم رفت - تاریخ: 1396/9/15 ساعت: 15:07
امشب حالم بد بود، اولش اونقدررر که اگر بهم میگفتن اجازه داری گریه کنی در کسری از ثانیه اشکام سرازیر میشد، دوس داشتم بیام خونه و خودمو بابت رفتن کلی سرزنش کردم اماااا الان خوبم، آرومم، بهم خوش هم گذشت فقط یه سردرد بدددد الان اومده، که نمیدونم چیکارش کنم آره خلاصه، امیدوارم بره این حال بد، تموم شه، پا...
درخت! - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 5:10
یه جوری شده هردختریو میبینم که از خودم ۵ ۶ سال کوچیکتره اما انگار چند سال بزرگتره، نمیدونم چه علاقه ای دارن اینجوری بگردن، طرف ۱۷ سالشه مثلا، بعد انگار ۲۶ سالشه، این آرایش و مدل مو و...چه کاریه خب؟:| +پکر نیستم، ولی یه جوریم، یه بی حس که دلش نمیخواد بی حس باشه؟ یه همچین چیزی میدونی، نگران خودمم، هه ...
اخمممم - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 5:10
کشتی هام امروز غرق شده:( میفهمی اصن؟ دلم گرفته، اینجا که میتونم بنویسم، اینجا که مال خودمه میدونی چیه احساسم این لحظه ها؟ نهایتِ پوچی، درجا دویدن، بی حسی بی حسی بی حسی اصلا اعصابم خورده، دوس دارم غر بزنم، دوس دارم بهانه بگیرم، غذا بخورم بترکم چاق شم، ناخنامو انقد لاک بزنمو پاک کنم که خراب شن، لباسای...
درد!!!!!!! - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 15:40
چقد گلودرد این مدلی مزخرفه آخه:( دارم میمیرم خب:( +داشتیم میگفتیم وقتی بهتر از اون چیزی که هستی تصورت میکنن، مثلا خیلی عاقل تصورت میکنن، عذاب وجدان میگیری، دقت کن؟ همینه +چرا من باید با زووووور و بدبختی به دیگرانی! موج مثبت بدم و به جاش موج منفی دریافت کنم؟ دقیقا توضیح بده که چرا؟ +تنهایی، یه وقتایی...
شماره! - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 15:40
گوشیم زنگ خورد، شماره بود، صداشو قط کردم گذاشتم کنار، اقای برادر گفت شمارشو بگو، گفتم اصن آشنا نیس، گفت شماره ثابته؟ گفتم آره، گفت ۵۱۴ یا ۵۱۳؟ گفتم ۵۱۴، گفت خب بخووووون شاید بشناسی، گفتم ای باباااا ول کن دیگه، و همزمان تماس قطع شد، گوشیو برداشتم، شماره رو خوندم، دیدم رفیق جان بودن از منزل زنگ زدن، ر...
تغییر! - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 9:54
علما!!! اعتقاد دارن که آدم باید درمورد ازدواج حرف بزنه و فکر کنه تا اتفاق بیفته به علما!!! میگم خب من که قرار نیس فعلا ازدواج کنم، هروقت خواستم، بهش فکر میکنم و درموردش کلی حرف میزنم علما!!! میگن فک کردی تا حرف بزنی میشه؟ باید از الان بگی تا بعدا بشه من: چقدر این علما!!! علاقه دارن من مزدوج شم، و تا...
جذابیت - تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:40
خیلی چیزا هست که باعث جذابیت یه مرد میشه، که یکی از اون موارد کار هست، یعنی چی؟ یعنی مردی که اهل کار نیس مردی که سوسوله مردی که تا پلکش میپره سه روز به خودش مرخصی میده مردی که مفت خوره چندشه و چقدر اشتباهه که من کلمه "مرد" رو به کار بردم، چون این کلم
جنگ من - تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:40
یه وقتایی مثل الان، فکر میکنم عقلم حرف آخرو میزنه،تحت هر شرایطی:| حالا اینکه حرف آخرش "چشم" هست یا نظر خودش؟ نمیدونم دارم فکررر میکنم،فکر، که اول مرغ بوده یا تخم مرغ اول "دلم" میگه نه و عقل تابع حرفشه یا اول "عقل" امر میکنه و دل هم گوش به فرمانش؟ حال
دوست قدیمی - تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:40
یه دوست خیلی قدیمی، که بعد از مدت ها دیدمش، و به مناسبت تولدش سورپرایزش کردم، و دو نفری کلی خوش گذشت اصلا فکر نمیکردم انقد هیجان زده بشه!!!! خوشحال شدم:) +دیشب بعد از چند ماه تونستم شبو بخوابم، خیلییی چسبید،علت خواب این بود که در ۴۸ ساعت گذشتش فقط سه
حرااااج - تاریخ: 1396/9/3 ساعت: 18:40
اسپیکری که چند ماهه تو خونه س و فکر میکنن خرابه، دیشب گفتم من تا حالا بهش دست نزدم یه لحظه بده ببینم؟ فقط میخواستم ظاهرو وزنشو خلاصه اینطور چیزارو ببینم، ناگهان روشنش کردم:))) و اینگونه شد که اگر من نبودم فکر میکردن خرابه و خیلی زود سرنوشتش به سطل زب
خوب،بد،زشت - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 3:56
بعضیا هستن که حتی وقتی نقل قولی ازشون میشنوی برات دوس داشتنیه،آقا و خانم "س..." برای من دقیقا از همون آدمان، بعد مامان میگه بیا با اینا برو استرالیا گفتم چشم حتما +وقتی سه تا دختر داری و فقط یکیشون خیلی در نظرت شاخه، من که دارم از بیرون قضیه رو میبین